محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

330

آثار عجم ( فارسى )

اين رأى بدهد . بالجمله ، از اين گونه مقالات نوشته‌اند ؛ همچنين در روزنامهء ديگر ، ديده شد كه در بسيارى از ممالك يوروپ « 1 » ، حكم سخت در منع استعمال مسكرات شده ، حتّى اينكه كارخانه‌هاى آن را خراب نموده‌اند . اين مؤلّف كم خرد شراب‌نخوار ، به شخص پر خرد شراب‌خوار ، استدعا مىكند كه از روى انصاف ، تجربه [ 191 f ] كند ؛ افعال و حركات و سكنات و مشاغل و بروز كمالات و مدخول و جلب منافع يك ماه خود را در حالتى كه شرب مسكرات هم مىكند ، بسنجد ؛ در ماه ديگر ، حال گونى كه تارك از شرب است نيز آن مذكورات را سنجيده ، ملاحظه نمايد كه چقدر تفاوت در عمل دارد . عزيزا ! مرد عاقل نبايد به افسانهء شعريّه كه شاعرى توصيف شراب كرده باشد ، فريب خورد ؛ بسا مقصود شاعر چيزى ديگر بوده و معنى ديگر را قصد كرده . بالفرض كه مرادش خمر ظاهرى باشد ، خيالات شعريّه ، شخص خردمند را از راه به در نمىبرد ؛ شاعرى كه غزلسرا باشد و مجازگو نيز بود ، آخر در غزل چه بگويد جز اينكه تعريف خطّ و خال معشوق موهومى بكند يا به وصف جام و مدام ؛ و در اين كتاب ، پيش از اين در تركيب‌بندى ، سخنى در اين معنى ، منظوما ، گفته‌ام ، نديدى كه گفتم : منم از جملهء ايشان يك تن * كه خدا خرد كند گردن من اگر بگويى كه شرب‌كنندگان مسكراتى كه تو ديده‌اى و در مجلسشان حضور داشته ، [ اى ] مردمان بيخرد بوده‌اند و نااهل ؛ و براى اسكاتم ، بعض اشعار را بخوانى ، مثل اين شعر و رباعى و امثال آن : باده نى در هر سرى شر مىكند * آنچنان را آنچنان‌تر مىكند رباعى گر باده خورى تو با خردمندان خور * يا با صنمى ، لاله رخى ، خندان خور بسيار مخور و رو مكن فاش مساز * كم كم خور و گهگاه خور و پنهان خور مىگويم : اوّلا ، خيالات شعريّه « 2 » ، برابرى با براهين عقليّه و دلايل حسيّه نخواهد كرد و من

--> ( 1 ) . فرنگستان است ؛ و پيش از اين مسطور گرديد . ( 2 ) . خيالات شعريّه را دور نيست كه پيش از اين اشاره كرده باشيم و در كتب منطق و غير آن نيك نظر كن كه گفته‌اند مخيلّات ، قضايايى است كه اذعان و اعتقاد ندارد به آنها نفس ؛ و لكن مؤثّر مىشود از آنها ، از حيث ترغيب و ترهيب ؛ چون : العسل مرّة و الخمر ياقوتة سيّالة . و هر گاه مقرون شود به آن سجع و وزن ، البته